جمعه ۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۱

بى اعتدالى و سستى، اعتدال و تحمّل

اعتدال و بى اعتدالى با لذايذ ناشى از حس لامسه و ذائقه ارتباط دارد، و تحمّل و سستى با آلام ناشى از آنها. لذايذ يا ضرورى نيستند يا تا حدّى ضرورت دارند. آدم بى بند و بار كه جوياى لذايذ افراطى است، از روى اراده به حدِّ افراط لذايذ ضرورى را براى نفس لذت پيروى مى كند. او ناتوان از ندامت و غير قابل علاج است. در مقابل او كسى است كه در جستجوى لذت ناتوان است. و آنكه حد وسط را رعايت مى كند آدم ميانه رو است. همچنين كسى كه از آلام جسمانى اجتناب مى كند نيز بى بند و بار است. به نظر عموم مردم، كسى كه بدون هيچ شهوت يا احساس شهوت كم مرتكب بعضى اعمال شرم آور شود، بدتر از كسى است كه بر اثر اميال شديد به سوى ارتكاب عمل بد سوق داده شده باشد (همچنين درباره ى خشم)، بدين ترتيب آدم بى بند و بار بدتر از آدم بى اعتدال است. اعتدال كه تسلّط بر جاذبه ى لذايذ است، چون داراى جنبه ى مثبت و فعّال است، عالى تر از تحمّل است كه مقاومت انفعالى در برابر آلام است. هيچ اعجابى ندارد كه كسى زير فشار لذايذ و آلام شديد به زانو در آيد و اگر هم بر اثر پايدارى از پا در افتد درخور عفو است، اما اعجاب حقيقى آنجاست كه در مواجهه با لذات و آلامى كه غالب مردم در برابر آن قادر به مقاومت اند، كسى نتواند مقاومت كند، به شرطى كه اين ناتوانى او بر اثر وراثت يا بيمارى نباشد. زياده روى در تفريح سست عنصرى است زيرا بازى نوعى استراحت و تمدد اعصاب است.

منبع: فصل 8 كتاب هفتم اخلاق نيكوماخس

0 نظرات: