آدم معتدل در واقع تحت هجوم شهوت و لذايذ ناشى از آن متزلزل و سست نمى شود ولى در موقع مقتضى و مناسب آماده قبول مى گردد و مجاب مى شود. اما افراد لجوج و سرسخت، كه با مردم معتدل مشابهتى همچون شباهت مسرف با كريم يا جسور با شجاع را دارند، در عقايد خود و در كارها سرسخت اند و غلبه بر آنها و تغيير عقيده ى آنها مشكل است. اينان يا كلّه شق اند، يا جاهل ويا خشن و روستايى منش. سرگردانى مردم كلّه شق ناشى از لذت و المى است كه ناشى از رفتار خاص آنهاست. وقتى كسى نتواند بر لجاجت آنها فائق شود، مسرور مى شوند و وقتى كه عزم و تصميمشان با شكست رويرو شود غمگين مى گردند. برخلاف اينها، سماجت دسته اى ديگر مربوط به علتى خارج از بى اعتدالى است. كسى كه فعلى را بر اثر لذت طلبى انجام مى دهد، هميشه آدم بى بند و بار يا فاسد يا نامعتدل نيست، مگر آنكه به منظور لذت شرم آور، تغيير عقيده داده باشد.
منبع: فصل 10 كتاب هفتم اخلاق نيكوماخس
0 نظرات:
ارسال يک نظر