در خصوص اينكه چرا لذات جسمانى به عنوان مطلوب ترين لذايذ به نظر مى آيند، اولين دليل الم مفرط است زيرا لذايذ متقابلشان را دفع مى كنند و با آنها در تضاد اند و به تناسب آنها تشديد مى شوند. به همين دليل اين درجه ى شدت لذت جسمانى نسبت به ساير لذايذ ظاهرى است نه واقعى. دومين دليل پيروى اكثر مردم از اين لذات، اين است كه قادر به درك ساير لذات نيستند و به عمد اين تشنگى را فراهم مى آورند كه اگر اين لذايذ زيان آور باشند بد خواهند بود. چنين مردمى منابع ديگرى براى لذت و شادمانى ندارند و حالتى نيز كه نه خوشايند و نه نا خوشايند باشد براى اغلب آنان تحمل پذير نيست. در واقع موجود زنده دائماً در وضعيت پر تلاش و رنج آور به سر مى برد (حتى ابصار و استماع نيز بر اثر گذشت زمان و تكرار عادت است كه بدون رنج گشته اند). مردمى كه داراى طبيعتى تحريك پذير اند، هميشه در معرض يك ميل شديد قرار داشته و دائماً به مداوا نيازمندند. به همين دليل غالباً به سمت لذت هاى شديد كشيده شده، بى بند و بار و منحرف مى شوند. اما لذات جسمانى از آن جهت كه دالِّ بر طبع آدم هاى فاسد اند هميشه بد هستند و از آن جهت نيز كه براى بهبودى سازمان بدنى و مداواى برخى آلام جسمانى حاصل مى شوند صرفاً بالعرض خوب اند و به هر نحو داراى ارزش چندانى نيستند. به همين دليل عقيده اى كه لذت جسمانى را تنها لذت مى داند، همه ى لذات را محكوم مى كند. اما لذاتى كه با الم همراه نباشند، افراط پذير نيستند و لذايذى هستند كه ماهيتاً ( ونه بالعرض) خوشايندند. با اين حال هيچ امرى نيست كه براى هميشه خوشايند باشد و فقط به دنبال آن برويم. زيرا كه طبيعت ما بسيط نيست و با عنصرى ديگر تركيب شده كه اگر عامل اولى موجب چيزى شود، اين چيز مخالف طبيعت عنصر مذكور است. و هنگامى كه دو عنصر در حالت تعادل باشند، عمل انجام يافته نه رنج آور است و نه خوشايند. بدين ترتيب بر حسب گفته ى شاعر، نقص طبيعت ما باعث مى شود كه به تغيير نياز داشته باشد و طبيعتى كه نياز به تغيير دارد فاسد است زيرا چنين طبيعتى نه بسيط است ونه خوب.
منبع: فصل 15 كتاب هفتم اخلاق نيكوماخس
0 نظرات:
ارسال يک نظر