یکشنبه ۲ اکتبر ۲۰۱۱

تفاوت نوعى لذات

لذت و حيات، همراه و متقارن يكديگرند و در حقيقت، بدون فعاليت لذت پديد نمى آيد و هر فعاليتى كمال خود را از لذت بدست مى آورد. چون امور (و فعاليت هاى) نوعاً مختلف، كمال خود را از علل مختلف بدست مى آورند، بالتبع لذاتى كه اين اعمال را كامل مى سازند، به همين وجه با يكديگر اختلاف دارند. همچنين لذات، فعاليت هايى را كه همراه آنها هستند رشد (و شدّت) مى بخشند (مثلاً افرادى كه شور و شوق به موسيقى، معمارى و ساير فنون دارند، در اين مشاغل پيشرفت بيشترى خواهند داشت، زيرا لذت خود را در آنها مى يابند) و آنچه يك شيء را رشد مى بخشد، بايد با آن تطابق داشته باشد. علاوه بر اين، وجود لذاتى كه رادعى براى فعاليت هاى ديگر پديد مى آورند نيز اين قضيه را تأييد مى كند. همچنين اين واقعيت كه در مواردى كه اشخاص به دو فعاليت مشغول اند، فعاليت لذت بخش تر بر فعاليت ديگر غلبه و درنهايت موجب انقطاع آن مى شود، ويا درباره ى يك فعاليت هم اگر زياد لذت بخش نباشد، شخص به مرور به اشتغال ديگرى روى مى آورد. و لذت خاصى كه اعمال را تشديد مى كند، آنها را ثمربخش تر و طولانى تر مى كند، برخلاف لذات ديگر كه آنها را از بين مى برند. پس واضح است كه بين اين دو نوع لذت فاصله ى زيادى وجود دارد. لذاتى كه از فعاليت هاى ديگر به دست آمده باشند، روى لذاتى كه در جريان هستند، همان اثرى را مى گذارند كه آلام خاص در آن فعاليت ها اثر مى بخشند (يعنى از بين رفتن فعاليت). به همين ترتيب است فعاليت هايى كه توسط لذات و آلام خاص خود (ناشى از ماهيت فعاليت) در جهت مخالف تضعيف مى شوند. از آنجا كه هر فعاليتى به لذت خاصى ارتباط دارد، پس چون فعاليت ها مطلوب اند يا درخور پرهيز با نه اين و نه آن، لذايذ نيز به همين قسم، برحسب فضيلت آميز يا رذيلت آميز بودنِ فعاليت مخصوصشان، به شريف و مبتذل منقسم مى شوند. لذت و فعاليت آنقدر به هم نزديك اند كه حتى بعضى مسئله ى عينيتِ لذت و فعل را مطرح كرده اند و چنين به نظر مى آيد كه لذت نه تفكر است ونه احساس. خامساً چون از لحاظ خلوص، حس باصره بر لامسه و حواس سامعه و شامه بر ذائقه برترى دارند، بين لذايذ مربوط به آنها نيز طبيعتاً همين مراتب وجود دارد. همچنين لذايذ مربوط به تفكر، عالى تر از لذايذ مربوط به احساس است. سادساً هرنوع حيوان فعل و لذت خاص خود را دارد و موجودات همنوع داراى لذايذ مشابه اند. در واقع نزد انسان تنوع بيشترى در لذايذ ديده مى شود. يك امر براى فردى خوشايند و براى ديگرى رنج آور يا تنفّر انگيز است. يا مانند طعم خوراك و احساس گرما كه براى آدم تب دار و آدم سالم يكسان نيست. اما اگر فضيلت ميزان هر جيزى است، پس لذايذ مورد پسند مرد نيك نيز ميزان حقيقى لذايذ به حساب مى آيند (براى روشن سازى بيشتر، به تحليل آرزوى معقول برگرديد) لذايذى كه نزد همگان شرم آورند، نبايد در عداد لذايذ به حساب آيند، مگر براى مردمانى كه فاسد شده اند. از ميان لذايذ شريف نيز آنهايى مخصوص انسان اند كه ملازم و متقارن با فعاليت هاى خاص انسان باشند و بقيه ى لذايذ طبعاً مطابق با فعاليت هاى مربوطه شان در مراتب پايين تر قرار دارند.

منبع: فصل پنجم كتاب دهم اخلاق نيكوماخس

0 نظرات: