سه نوع فعاليت وجود دارد كه غايتشان لنفسه است. اول فعاليت هاى فضيلت آميز مرد نيك، دوم بازى ها و سوم فعاليت هاى نظرى يا اجراى فضايل عقلانى. بازى ها (مثلاً قمار) از آن جهت كه به سلامتى و تمول و دارايى شخص لطمه ميزنند، بيشتر مضرند تا مفيد. مع هذا چون قدرتمندان جبار كه به سعادتمندى شهرت دارند، در ايام فراغت اغلب بدانها مى پردازند، معمولاً چنين انديشيده مى شود كه تفريحات و سرگرمى ها موجب سعادت مى شوند. هرچند رفتار اين شخصيت ها در حد خود داراى هيچ اعتبار و معنايى نيست. در واقع جباران هيچگاه احساس و درك يك لذت خاص را كه درخور آزادمرد باشد ندارند و گرايش آنها به لذايذ جسمانى، همچون ارج نهادن كودكان به اشياءِ مطلوبشان است. پس اختلاف ارزشيابى مردمان بافضيلت با مردمان فاسد، مشابه مغايرت ارزشيابى افراد بالغ و كودكان است و امور ارجمند و مطبوع براى مرد نيك هستند كه داراى ارزش واقعى اند. همچنين وقتى غايت انسان بازى باشد، باى قبول كنيم كه بازى سعادت است و درنتيجه آخرين غايت حيات است كه ساير امور را تحت الشعاع قرار مى دهد. اما صرف وقت و عمر با آن همه مشقت به خاطر تفريح كردن، امريست جهالت آميز و حقيرانه. در واقع بازى وسيله ى رفع خستگى و استراحت است به منظور ممارست براى فعاليت هاى جدى. زيرا انسان نمى تواند مداوم به كار اشتغال داشته باشد و نيازمند استراحت براى ادامه ى فعاليت و حيات سعادتمندانه است. حيات فضيلت آميز نيز مستلزم مجاهدات جدى است. امور جدى از لحاظ اخلاقى برتر از شوخى و امور مفرّح است چون اين امور از عالى ترين جزءِ انسان سر مى زند. همچنين هركسى مى تواند از لذات جسمانى بهره مند شود اما فعاليت مطابق با فضيلت چنين نيست.
منبع: فصل 6 كتاب دهم اخلاق نيكوماخس
0 نظرات:
ارسال يک نظر